على ربانى گلپايگانى
254
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
البته حكيم سبزوارى ( ره ) اين مطلب را رعايت نكرده و بحث دربارهء وجود ذهنى را به عنوان يكى از مباحث عام وجود و در عداد مسائل بداهت و زيادت مفهوم وجود ، اصالت وجود و مانند آن مطرح نموده است . وى در آغاز منظومهء حكمت چنين مىگويد : « الفريدة الأولى من المقصد الأوّل فى الوجود و العدم » ، آنگاه اين فريده را به غرر هفدهگانه تنظيم نموده و بحث وجود ذهنى را در غرر هفتم قرار داده است « 1 » . لكن حكيم طباطبائى ( ره ) هم در بدايه و هم در نهايه مسأله وجود ذهنى را به عنوان مرحلهء مستقلى مطرح نموده و آن را از تقسيمات اوليهء « وجود » قرار داده است . ج - رابطهء بحث وجود ذهنى با مسأله ارزش علم يكى از مسائل مهمّى كه به خصوص در اروپاى معاصر مورد توجه متفكران و صاحبنظران قرار گرفته است ، مسأله « ارزش و حدود معرفت » « 2 » است و اينكه علم تا چه اندازه مىتواند واقعنما بوده ، واقعيتهاى خارجى را به انسان نشان دهد . اصولا عمدهترين بخش فلسفه جديد اروپا را « معرفتشناسى » تشكيل مىدهد ، تا آنجا كه كانت فيلسوف معروف آلمانى ( م / 1804 ميلادى ) فلسفه خود را فلسفه نقادى عقل نام نهاد تا روشن سازد كه ابزار مطمئن معرفت جهان چيست ؟ عقل است يا حس ؟ و توانايى عقل چه مقدار است ؟ فقط بر شناخت ظواهر و تحولات ظاهرى جهان توانا است ؛ يا جوهر و ذات موجودات را نيز مىتواند بشناسد ؟ . . . در فلسفه اسلامى دربارهء علم بحثهاى بسيار ارزندهاى در موارد مختلف مطرح گرديده است ، اين موارد عبارتند از :
--> ( 1 ) به عبارت روشنتر ، طبق اصطلاحاتى كه صدر المتألهين در تنظيم مباحث به كار برده است ، مرحوم سبزوارى بحث وجود ذهنى را در منهج اوّل قرار داده ولى صدر المتألهين آن را در منهج دوّم و به صورت بحثى مستقل جاى داده است . ( 2 ) در اينباره به شناخت روشهاى علوم ، تأليف فيليسن شاله ، ترجمه يحيى مهدوى ، ص 204 رجوع شود .